سپاسه به كسر اول و فتح رابع منت بر كسى نهادن باشد و به معنى لطف نمودن و شفقت كردن هم هست. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص488) 
- لطف باشد. مثالش استاد ابو شكور گويد: بيت از ان پس كه بد كرد بگذاشتم برو بر سپاسه بنگماشتم و در نسخۀ ميرزا بمعنى منت بر كسى نهادن آمده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص803) 
«لطف»بود . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص279) 
(اسم) لطف نمودن. شفقت كردن. لطف. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1646) 
[اسم][فارسی]شكر و شكر نعمت. و لطف و ملاطفت.و رحم و مروت.و منت بر كسى.و ممنونيت. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص1838) 
لطف باشد.بو شكور گفت: وزان پس كه بد كرد بگذاشتم#بدو بر سپاسه نپنداشتم. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص59) 
منت بر كسى افكندن.فردوسى گفته است: از آن پس كه بد كرد بگذاشتم #بدو بر سپاسه نپنداشتم 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص110) 
سپاس و سپاسه بالضم،شكر و لطف باشد،و در فرهنگ بمعنى قبول نيز آورده. چنانچه گويند:سپاس دارم يعنى قبول دارم،اما بجميع معانى بكسر سين گفته،چنانكه مشهور است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص828) 